تبریز ایکنا| یک نگاه، یک ثمر؛ گاه یک نگاه به عمق چشمهای پرانرژی و تسلیمناپذیر یک زن، و ثمر یک عمر جانکندن در هیاهوی ماشینآلات صنعتی، تمام آن چیزی است که به جامعه نوید امید و پویایی میدهد. در میانه شهریار، زنی ایستاده است که سالها رنج تنهایی و سایه سنگین آسیبهای روحی را پشت سنگر سازندگی پنهان کرد و امروز با تکیه بر خودباوری، کارگاهی پرنشاط را مدیریت میکند که نماد راستین اقتصاد مقاومتی و پویایی است.
تولید همیشه بوی روغن داغ و خاک کارخانه نمیدهد؛ گاهی عطر دلنشین امید و لبخند زن سرپرست خانوادهای را دارد که پس از تلاشی ۲۵ ساله و عبور پیروزمندانه از بحرانهای سهمگین گذشته، زندگی را از نو میان ورقهای سخت مقوا و در فضایی پر از شور کار و تلاش قالب زده است. فاطمه مهدیزاده، زنی است که دستهای خالیاش در سال ۱۳۹۲ بذر کارگاهی را در خاک شهریار کاشت که امروز ارزش آن به ۴۰ میلیارد تومان تجهیزات پیشرفته رسیده و روزیرسان و مایه دلگرمی سفره ۱۰ خانواده است.
این مسیر پربار، تجلی ارادهای است که حتی در برابر حوادث و بحرانها زانو نزد؛ آنجا که پس از بروز خسارت، با دریافت وام سه میلیارد تومانی خوداشتغالی بهزیستی و جذب تسهیلات تولیدی، با جدیتی مضاعف وارد گود تولید شد و نه تنها سر پا ایستاد، بلکه فراتر از یک واحد بستهبندی ساده گام برداشت. امروز این مجموعه با استقرار دستگاههای مادری، مواد اولیه را رأساً فرآوری کرده و کارتن را از صفر تا صد با بالاترین کیفیت خلق میکند تا جلوهای درخشان از خوداتکایی صنعتی به نمایش گذاشته شود.
در همین راستا، تور تخصصی اصحاب رسانه به همراه مدیران و کارشناسان ادارهکل بهزیستی، از این واحد تولیدی پویا بازدید کردند. این رویداد که با هدف بازتاب دستاوردهای ارزشمند کارآفرینان تحت حمایت بهزیستی برگزار شد، فضایی سرشار از انگیزه را آفرید. خبرنگاران از نزدیک شاهد خطوط پیشرفته تولید، نظم بینظیر زنجیره کار و روحیه پرنشاط پرسنل بودند و این موفقیت چشمگیر را بازتاب دادند. مسئولان بهزیستی نیز با تمجید از همت بلند بانوی کارآفرین، بر استمرار حمایتهای همهجانبه از طرحهای اشتغالزایی و توانمندسازی تأکید کردند تا این کارگاه بهعنوان الگویی موفق در سطح منطقه بدرخشد.
نوسان شکننده مواد اولیه و غول بیرحم تورم
مشکلات این مجموعه تنها به مسائل اداری ختم نمیشود؛ تلاطم بازار و رشد روزانه قیمت مواد اولیه، رمق مالی کارگاه را گرفته است. تأمینکنندگان در شرایط بحرانی، کارگاه را در مضیقه قرار دادند و همین امر مهدیزاده را واداشت تا با خرید دستگاههای جدید، وابستگی را کم کند؛ اما گرانی سرسامآور کاغذ و مقوا حاشیه سود را فشرده کرده است.
این بانوی کارآفرین در گفتوگو با خبرنگار ایکنا گفت: قیمت مواد اولیه هر روز پرواز میکند؛ سرمایه نقدی ما برای خرید کاغذ و مواد خام کفاف نمیدهد، در حالیکه سود نهایی دستنخورده باقی مانده است. از طرفی در پیچوخم دریافت وامهای بانکی مرتباً به در بسته میخوریم. من اگر این سرمایه ۴۰ میلیاردی را بدون دردسر در بانک میگذاشتم، ماهانه سودی کلان و بیدغدغه به حسابم میآمد؛ اما ایستادم چون به تولید عشق میورزم، چون آینده این ۱۰ نیرو و خانوادههایشان برایم اهمیت دارد. به درآمدهای غیرفعال هم فکر میکنم تا بار سنگین کارگاه فقط روی دوش فروش مستقیم نباشد و ساختار مالیمان تابآور شود.
نظم زنجیرهای در خط تولید؛ میدانداری در میانه بحران
در کنار فشارهای محیطی، درون سوله کارگاه، مبارزهای فنی برای زنده نگهداشتن استانداردها در جریان است. بازرسیها و ارزیابیهای میدانی کارشناسان نشان داد که خطوط تولید نیازمند بازآرایی و چیدمان اصولی هستند؛ دستگاهها نباید دچار توقف شوند و محیط کار باید از زواید و کارتنهای سرگردان خالی بماند تا سلامت قطعات، شیشهها و ابزارهای ظریف حفظ شود.
وی با اشاره به وضعیت تجهیزات و بازرسیهای اداره گاز و امور مالیاتی گفت: ما تمام کابلکشیها، سیستمها، لپتاپهای ناظر خط و ماشینآلات را مرحلهبهمرحله چک کردیم. هماهنگیها باید بهگونهای باشد که اشتباهات گذشته در ترکیب دستگاهها و نحوه بستهبندی و چسبکاری کارتنها تکرار نشود. اگر کارتنها درست هدایت شوند و خط نقص فنی نداشته باشد، خسارت سنگینی وارد میشود. همزمان بازرسان اداره گاز و امور مالیاتی پیگیر پروندهها و کارکرد مالی کارگاه هستند و تمام حسابها و پرداختها باید کاملاً مستند و شفاف باشد تا از هرگونه مغایرت قانونی جلوگیری شود.
روایت همکاران بانو؛ تنهاییهایی که در کارگاه گره خورد
در گوشهای از کارگاه و در میان هیاهوی ریتمیک دستگاههای برش مقوا، پای صحبت زنانی مینشینیم که دوشادوش مدیریت مجموعه، عطر امید را در فضای کارخانه پراکندهاند. یکی از کارگران بانو که خود سرپرست خانوار است، با چشمانی امیدوار میگوید: اینجا برای ما تنها یک محل کار نیست؛ خانهای است که مدیر آن طعم تلخ رنج و تنهایی را چشیده و درد ما را با تمام وجود میفهمد. ما با هر مقوایی که دست میگیریم، امیدی تازه برای زندگی فرزندانمان میبافیم. این پناهگاه، سنگر شرافت و نانآوری حلال ماست.
زنی دیگر با اشاره به همدلی حاکم بر مجموعه میافزاید: ما اجازه نمیدهیم این چراغ خاموش شود؛ چرا که پشت این دستگاهها، اراده زنانی ایستاده که تسلیم شدن را در مرام خود ندارند.
در این مجموعه، نیروی انسانی تنها ابزار تولید نیستند؛ بلکه رفقای روزهای سخت بانویی هستند که خود از تبار درد و رنج است. موضوع بیمه پرسنل، آموزشهای تخصصی برای کاهش خطاها در خطوط فرآوری و ارتقای شأن شغلی این ۱۰ نیرو با حساسیت پیگیری میشود.
مهدیزاده تصریح کرد: برای ما حفظ امنیت روانی و کاری نیروها در اولویت است. هماهنگی دورههای آموزشی و پوشش کامل بیمهای کارگران با دقت انجام شده تا خط تولید در بستری آرام، مرحلهبهمرحله توسعه پیدا کند. اشتباهاتی که پیشتر در چیدمان یا بستهبندی وجود داشت اکنون در سایه این آموزشها برطرف شده و این مجموعه با وجود تمام زخمهایی که بر پیکر دارد، اجازه نخواهد داد چراغ اشتغال این کارگران خاموش شود.
آزمون عدالت و حمایت از تولید
داستان کارگاه کارتنسازی فاطمه مهدیزاده در تبریز، تنها قصه یک سوله صنعتی نیست؛ روایتی عریان از تابآوری یک زن سرپرست خانواده و آزمونی دشوار برای نهادهای حمایتی و اقتصادی است. زنی که بحرانهای روحی ناشی از طلاق و بیماری اعصاب و روان را با تکیه بر کرامت کارآفرینی درمان کرده، اکنون نیازمند همراهی و گرهگشایی تسهیلاتی است. چشمانداز آینده این واحد و ادامه نانآوری ۱۰ خانواده، در گرو تدبیر عاجل مسئولان و نهادهای پشتیبان است تا نشان داده شود تولید در این سرزمین، هنوز پناهگاهی امن برای ارادههای پولادین است.












نظر شما